X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
1395,02,31

خاطرات...

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 11:19



1394,09,20

صادق ترین دوستان در عمر زندگی...

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 12:00

صادق و بی ریا ترین دوستان دوران زندگی:

1-دوران کودکی ،به دلیل سرشت پاک و به دور از تزویر و ریا.

2-دوران تحصیلی ،به دلیل عقاید پاک و هم درد بودن در راه هدف،بعضا مسائل جنسی ناهنجاری دارد .

3- دوران سربازی ،بی غل و غش ،منتظر زمان ،درد مشترک ،عاطفی،خصیصه ازگذشتگی،در یک کلام دوست مثل برادر است!

4-دوران اشتغال ،چشم و هم چشمی،تزویر ریا ،خصیصه ازخودگذشتگی بسیار ضعیف ،خود بزرگ بینی،تعدی به حق دیگران ،چاپلوسی،جاه طلبی ،درون و بیرون متفاوت،ازگردونه خارج کردن همکار با هر ترفندی و...

* صداقت دوستی ها از شماره 1تا 4 قوی و ازجنس خاص ...،ولی ردیف 4خیلی پیچیده و غامض ولی شکننده.

1394,08,08

اهواز -خرمشهر-آبادان7-6 -1394/8/5

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 20:28

1394,07,24

بازار قدیمی کرمان( 1394/7/23)

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 12:37


1394,05,09

بزرگان...

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 18:30

                  

1394,02,28

موزه تاریخ طبیعی امریکا(نیویورک 1394/2/27)

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 06:42

بازدید از موزه شهر نیویورک در تاریخ 27اردیبهشت ماه 1394عکسهای ذیل شامل:

1-سر درب موزه در منطقه منهتن نیویورک و اطلاعات لازم2-اسکلت دایناسور ها3-شهر اصفهان4-تخت جمشید شیراز5-غرفه اسلام (شامل قرآن -دست نوشته ها - و ...)6-مجسمه اسکندر7-مجسمه سرخپوستها 8-شهاب سنگ و ...



1394,02,18

شهر نیویورک

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 07:41





1394,01,31

گروه موزیک -سنترال پارک نیویورک

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 23:56

1393,12,24

سمپوزیوم AAPT

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 22:47

1393,11,27

آدم ها مثل کتاب ها هستند:

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 11:57

     بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا بفهمیم و بعضی را نخوانده باید دور انداخت.از روی بعضی ازآدمها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدم ها باید جریمه نوشت.

     بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند و بعضی ازآدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند و بعضی از آدم ها بعد از فروش پس گرفته نمی شوند.

     بعضی ازآدم ها خط خوردگی دارندو بعضی ازآدم ها غلط چاپی دارند.

     بعضی از آدم ها نمایش نامه اند و در چند پرده  نوشته می شوند. بعضی از آدم ها جدول و سرگرمی دارندو بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند.

     بعضی از آدم ها را باید جلد گرفت, بعضی از آدم ها را می شود توی جیب گذاشت و بعضی از آدم ها را می توان در کیف مدرسه گذاشت.

     بعضی از آدمها مخصوص نوجوانان نوشته می شوند و بعضی مخصوص بزرگسالان و بعضی از آن هاکه برای نوجوانان نوشته می شوند,خیلی کودکانه وسطحی اند. 

                                                                                       ؛امین قیصرپور؛

1393,10,25

رقابت سکون ندارد...

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 12:20

      کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست.بالای سرش را نگاه کرد.تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
      فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید… که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.

      سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیردرختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
    او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.

1393,10,25

نگاه دیگر...

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 11:56

 

        در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند  .وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی میکرد بخاطر همین تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردند.   ازاینرو مجبور بودند برگزینند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از روی زمین بر کنده شود.دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که، با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد، زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.واین چنین توانستند زنده بمانند.

درس اخلاقی :

     بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید.

1393,10,12

با هردستی بدی از همان دست میگیری...

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 22:02
1393,10,12

امام زاده ابراهیم

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 13:18

1393,09,09

پشت کوهی

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 13:46

آری از پشت کوه آمده ام
چه میدانستم اینور کوه باید
برای ثروت ، حرام خورد

برای عشق ، خیانت کرد
برای خوب دیده شدن.، دیگری را بد نشان داد
وبرای به عرش رسیدن ، باید دیگری را به فرش کشاند…..
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را میپرسم ، میگویند:
“از پشت کوه آمده!”….
ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اینکه اینور کوه باشم و گرگ!

“حسین پناهی “

1393,08,17

طبیعت زیبای پاییز منطقه سفیدمزگی (جمعه 1393/8/16)

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 21:08


1393,07,21

آبشار آب سفید الیگودرز(روز جمعه 1393/7/19)

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 09:57

آبشار آب‌سفید یکی از آبشارهای  در شهرستان الیگودرز (استان لرستان ) است . آبشار آب سفید معروف به عروس زیبای آبشار های ایران می‌باشد.  این آبشار در جنوب شرقی این استان و در دامنه کوههای زاگرس و در کنار کوه بلند قالی کوه قرار گرفته‌است و دسترسی به آن با جاده از شهر الیگودرز به سمت اصفهان امکان پذیر است. فاصله الیگودرز تا آبشار 50 کیلومتر می باشد.آب این آبشار از دل تونلی در دل یک کوه سنگی بیرون می‌آید. ارتفاع آبشار ۷۰ متر می‌باشد)


1393,07,09

آموزنده ...

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 17:09

؛بعضی صبح ها که از خواب پا میشی ُباخودت فکر میکنی ؛نمیتونم از پسش بر بیام؛و بعد تو دلت میخندی .چون یاد تمام صبح هایی میوفتی که این فکر راداشتی!؛ 

 

چارلز بوکوفسکی 

 

 

؛وقتی انسانها از تنهایی می نالند، منظورشان این نیست که اطرافشان خلوت است .تنهایی این است که هیچکس نمی فهمد چه می گویند...؛ 

 

ایزایا برلین

1393,06,14

ساحل کاسپین -انزلی(93/6/12)

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 19:44