X
تبلیغات
رایتل
1393,05,31

صبح که چشم بازکردم...

نوشته شده توسط محمدرضا روحی در ساعت 20:07


صبح که چشم باز کردم تا برخیزم از بستر

طبق عادت با گوش کردن اخبار شنیدم این خبر

 

بانوی شعر معاصر ایران سیمین بهبهانی

صبح امروز با تاسف شتافت به سرای باقی

 

بانویی که عمری سرود واز همه چیز سخن گفت

حال برای همیشه ازدنیا رفت و دیگر خفت

 

نمی دانم از غم ایام در دل او چه می گذشت

ولی هرچه در دل داشت با او درگذشت

 

رفتن او از دنیا برای ما دردناک است

لیک برای اودیگر بسیار آرام بخش است

 

من هم فقدان این بانوی فرهیخته را در شعر و ادب

تسلیت گفته اشعار او را زمزمه می کنم زیر لب

 

خاطرات و اشعار او همیشه جاودانی است

نبود او در بین ما درد بی درمانی است

 

شعر از دوست خوبم :خانم دکتر ف .مهاجر

نظرات (0)
نظر بدهید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد